تبلیغات
گمشده
درباره وبلاگ

چه میشد خدایا؟؟
چه میشد اگر ساحلی دور بودم؟؟
شبی با دو بازوی بگشوده ی خود
تو را می ربودم
تو را می ربودم

مدیر وبلاگ : زهرا ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گمشده
1391/07/21 :: نویسنده : زهرا ...       


خوش اومدید دوستای خوبم

منتظر انتقاد و پیشنهاد شما دوستای خوبم هستم


این روزها

ثانیه ثانیه ی

 فراموش شدنم را میشنوم...






نوع مطلب :
برچسب ها :
1391/07/29 :: نویسنده : زهرا ...       
آخخخخخخخ جووووووووون بارون اوووووووووووووومدددددددد



نوع مطلب :
برچسب ها :
1391/07/26 :: نویسنده : زهرا ...       
آدمی در آغوش خدا غمی نداشت
پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت
دل از خدا برید و در زمین نشست
صد بار عاشق شد و دلش شکست
به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود
یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود





نوع مطلب : صدای سکوت، 
برچسب ها :
1391/07/26 :: نویسنده : زهرا ...       
دیشب که میخواستم بخوابم خیلی خوشحال بودم نمیدونم چرا
صبح با صدای داداشم که داشت میرفت سر کار پا شدم
دیدم خیییلیییییی خوابم میاد دوباره خوابیدم
انقد خوابای وحشتناک دیدم که دوباره پا شدم
دیدم نچ فایده نداره چشام با چوب کبریت هم باز نمیشه باز خوابیدم
با صدای زنگ گوشی پا شدم دیدم خیلی عصبانی بودم در این حد
هنوز تو تو تختم بودم که دوستم زنگ زده که پاشو درستو بخون حالا تصورش کنید صدای کلاغ ها هم چاشنی این فضای رویایی شه
خلاصه مجبور شدم با بد خلقی باشم دیگه
چاره چیه؟؟؟
گاهی وقتا مجبوریم یه چیزایی رو بپذیریم خواه ناخواه!!!!!!!!




نوع مطلب : من، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       
شهادت امام جواد (ع)  رو به همه ی مسلمانان تسلیت میگم!!!!!



نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       
دلم خیلی واسه بارون تنگ شده
خیییییییلیییییییی زیاد
روزای بارونی یه حس و حال خاصی دارم
منتظر یه چیز تازه و عجیبم
توی دلم یه حس غیرقابل وصف به پا میشه
هم خوشحالم هم هیجان زده
اگه فرصتش واسم پیش بیاد کلی زیر بارون قدم میزنم!!!!!!!!!
اخر کار حس میکنم خیلی دلم میگیره گاهی گریه میکنم گاهی به خاطراتم میفکرم!!!!!!!
وقتی بارون تند تند میزنه به شیشه قلب منم تند تند میتپه!!
یه حس و حال خاصیه کلا عاشق زمستونم و سرما
حتی وقتی هوا ابری میشه
وااااااااااااای منتظر بارونم.....





نوع مطلب : من، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       
سلام , خداحافظ
چیزی تازه اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بلکه
باز شود این در گم شده بر دیوار....




نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       
من حسینم
پناهی ام
من حسینم , پناهی ام
خودمو می بینم
خودمو می شنفم
تا هستم جهان ارثیه بابامه.
سلاماش و همه عشقاش و همه درداش , تنهائیاش
وقتی هم نبودم مال شما.
اگه دوست داری با من ببین , یا بذار باهات ببینم
با من بگو یا بذار باهات بگم
سلامامونو , عشقامونو , دردامونو , تنهائیامونو... 




نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       


در کودکی نمی دانستم که باید از زنده بودنم خوشحال باشم یا نباشم چون هیچ موضع گیری خاصی در برابر زندگی نداشتم!

فارغ از قضاوت های آرتیستیک در رنگین کمان حیات ذره ای بودم که می درخشیدم! آن روز ها میلیون ها مشغله دلگرم کننده در پس انداز ذهن داشتم! از هیئت گل ها گرفته تا مهندسی سگ ها،از رنگ و فرم سنگ ها گرفته تا معمای باران ها و ابر ها،از سیاهی کلاغ گرفته تا سرخی گل انار همه و همه دل مشغولی شیرین ساعات بیداریم بودند! به سماجت گاو ها برای معاش، زمین و زمان را می کاویدم و به سادگی بلدرچین سیر میشدم .

گذشت ناگزیر روزها و تکرار یک نواخت خوراکی های حواس، توفعم را بالا برد!توقعات بالا و ایده های محال مرا دچار کسالت روحی کرد و این در دوران نوجوانیم بود!مشکلات راه مدرسه،در روزهای بارانی مجبورم کرد به خاطر پاها و کفش هایم به باران با همه عظمتش بدبین شوم و حفظ کردن فرمول مساحت ها، اهمیت دادن به سبزه قبا را از یادم برد! هر جه بزرگ تر شدم به دلیل خود خواهی های طبیعی و قرار دادهای اجتماعی از فراغت آن روزگار طلایی دور و دورتر افتادم. .

ااین روز ها و احتمالا تا همیشه مرثیه خوان آن روزها باقی خواهم ماند!تلاس میکنم تا به کمک تکنیک بیان و با علم به عوارض مسموم زبان،آن همه حرکت و سکون را باز سازی کنم و بعضا نیر ضمن تشکر و سپاس از همه همنوعان زحمتکشم که برایم تاریخ ها و تمدن ها ساخته اند گلایه کنم که مثلا چرا باید کفش هایمان را به قیمت پاهایمان بخریم و چرا باید برای یک گذران سالم و ساده، خود را در بحران های دروغ و دزدی دیوانه کنبم.

جرا باید زیبایی های زندگی را فقط در دوران کودکی مان تجربه کنیم حال آنکه ما مجهز به نبوغ زیبا سازی منظومه هاییم.در مقایسه با آن ظلمات سنگین و عظیم "نبودن" بودن نعمتیست که با هر کیفیتی شیرین و جذاب است.

بدبینی های ما عارضه های بد حضور و ارتباطات ماست!فقر و بیماری و تنهایی مرگ ما،هیچ گاه به شکوه هستی لطمه نخواهد زد!منظومه ها می چرخند و مارا با خود می چرخانند.

ما،در هیئت پروانه هستی با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم.برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد! یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست! اگر رد پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هرمفهومی نشسته ایم و همه ی چیز های تلنبار مربوط و نامربوط را زیر و رو میکنیم!به نظر میرسد انسان اسانسورچی فقیری است که چزخ تراکتور می دزدد! البته به نظر میرسد! ... تا نظر شما چه باشد؟





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می‌ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش‌ها می‌ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می‌ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن‌ها می‌ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آیینه می‌ترسم
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می‌ترسم!
من می‌ترسم پس هستم
این چنین می‌گذرد روز و روزگار بر من
من روز را دوست دارم ولی از روزگار می‌ترسم!





نوع مطلب : حسین پناهی، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       
در دنیا هیچ چیز ارزش نگرانی ندارد
وقتی رویای زیبایی مثل خدا ساکن قلبت باشد




نوع مطلب : جملات زیبا، 
برچسب ها :
1391/07/25 :: نویسنده : زهرا ...       
پایانی برای قصه ی غصه ی این سرزمین نیست
چرا که نه گوسفندانش عاقل میشوند
و نه گرگ هایش سیر میشوند!!!!!!!




نوع مطلب : جملات زیبا، 
برچسب ها :
1391/07/24 :: نویسنده : زهرا ...       
جا گذاشته ام دلی را
هرکه یافت مژدگانی اش تمام زندگی ام.....





نوع مطلب : من، 
برچسب ها :
1391/07/24 :: نویسنده : زهرا ...       

تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را 

بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم 

فـرمـول وار ؛ 

مـرتـب و بـی نـقـص … 

و تــو 

بـا یـک اشـاره 

هـمـه چـیـز را 

در هـم می ریــزی … 

در شرح حال گل
بنویسید خار را
بر هم زنید : خوب و بد روزگار را






نوع مطلب : صدای سکوت، 
برچسب ها :
1391/07/24 :: نویسنده : زهرا ...       

هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است 

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم 

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم 






نوع مطلب : صدای سکوت، 
برچسب ها :
1391/07/24 :: نویسنده : زهرا ...       

  

همیشه
در بدترین لحظه ها
تنها رها می کنی مراو
بدترینِ لحظه ها
وقتی است
که تو
مرا
تنها
رها می کنی 






نوع مطلب : صدای سکوت، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
   
 
   

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت