تبلیغات
گمشده - 1
درباره وبلاگ

چه میشد خدایا؟؟
چه میشد اگر ساحلی دور بودم؟؟
شبی با دو بازوی بگشوده ی خود
تو را می ربودم
تو را می ربودم

مدیر وبلاگ : زهرا ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گمشده
1391/07/21 :: نویسنده : زهرا ...       
به نام خدا
سلام
اینجانب زهرا ...
نچ ,رفتم تو فاز سخنرانی
نمیدونم چرا گاهی انقد دلم میگیره که میخوام با یکی حرف بزنم اما دهن که باز میکنم و ذهنیت آدمارو میفهمم پشیمون میشم که حرف بزنم!
یعنی حس میکنم درک نمیکنن
شاید عمدی نباشه و از سر بی تجربگی باشه  مثلا  جای اینکه حرفاتو خوب گوش بدن دلداری بدن یا همدردی کنن نمک رو زخمت بپاشن و سرکوفتت بزنن
اون موقع من دقیق این شکلی میشم
خلاصه اینکه آدما باید شخصیت هم دیگه رو خوب بشناسن تا بتونن روابط خوبی داشته باشن
اما امان از آدمایی که یا 2زاریشون مادر زادی کجه یا  خودشون کجش میکنن
خلاصه این آدما خیلی دل منو میشکنن
(البته اینم بگم من یه کوچولو زودرنجم)
قبلا وقتی دلم میشکست انقد غصه میخوردم و کریه میکردم که دیگه خودم خسته میشدم
اما الان یاد گرفتم
"دل وقف شکستن است پس بیهوده نرنج"
الان خیلی حس خوبی دارم





نوع مطلب : من، 
برچسب ها :


   
 
   

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت